وقتی صحبت از شعر ژاپن باشد، شاید اولین واژه‌ای که به ذهن مخاطب خطور می‌کند ” هایکو ” باشد. مطالعه‌ی این قالب شعری مبحث مفصل دیگری است که در این مقاله، قصد ورود به آن را نداریم. در این‌جا بیشتر به دنبال معرفی و شناسایی شعر آزاد ژاپن هستیم.

شعر آزاد ژاپن در سبک‌ها و سیاق مختلف، مطابق با طبع شاعرانه و شرایط زندگی شاعران، تنوع گسترده‌ای دارد. در ایران کمتر به این گونه از شعر ژاپنی یعنی “شعر آزاد” توجه شده است و اکثر تلاش‌ها در جهت ترجمه و معرفی آثار هایکوی شاعران مختلف بوده است. این مجموعه اشعاز از کتاب “برگی در سایه” به ترجمه‌ی ” بهنام جاهدزاده” که توسط نشر دیبایه منتشر شده است، انتخاب شده است. به امید آن‌که علاقه‌مندان به شعر ژاپن، بتوانند با قطره‌ای از دریای بی‌کران ادبیات ژاپنی بهره‌مند شوند.

کانه کو میسوزو

کانه کو میسوزو (1930-1903)

کانه کو میسوزو در استان یاماگوچی ژاپن متولد شده است. در دوران کودکی پدرش را از دست داده که رنج و اندوه فراوانی را برای او به همراه داشته است. او شعرهای بیشماری با محتوای عرفان شرقی سروده است. البته اعلب آثار او در زمینه‌ی شعر کودک است. کانه کو میسوزو در سن بیست و شش سالگی هاراکیری کرده است. هاراکیری نوعی خودکشی ژاپنی است که به عنوان یک آیین اعتقادی، شخص تصمیم می‌گیرد در موقعیت‌های خاصی به زندگی خود پایان دهد.

شعر ” مرغ دریایی و دریا ” به قلم کانه کو میسوزو

فکر می‌کردم دریا آبی است 
و مرغ دریایی سفید رنگ
اکنون که می‌نگرم
هم مرغ دریایی و هم دریا را خاکستری می‌بینم
فکر می‌کردم این را خوب درک می‌کنم
اشتباه می‌کردم
همه‌اش دروغ بود
فکر می‌کنید دریا آبی است
و ابر به رنگ سفید؟ 
همه چنین می‌اندیشند
شاید اشتباه شده باشد

تاکوبوکو ایشیکاوا

تاکوبوکو ایشیکاوا (1912-1886)

تاکوبوکو ایشیکاوا در استان ایوانه ژاپن متولد شد. او بیشتر عمر خود را درگیر بیماری بود و در نهایت نتوانست به بیماری سل غلبه کند و همین موضوع باعث مرگ او شد. بیشتر شعرهای تاکوبوکو ایشیکاوا متاثر از وضع فقر و بیماری اوست. تاکوبوکو ایشیکاوا به عنوان تانکا و شاعر سبک “شعر آزاد ژاپن” شناخته شده است. در ابتدا آثار او سبک و سیاقی ناتورالیستی داشت. اما در ادامه به گروهی از شاعران ژاپنی پیوست که به طبیعت چشم پوشی کردند و شاعری سوسیالیست شد.

شعر “گویا کسی مرده است” به قلم تاکوبوکو ایشیکاوا

از پنجره‌ی بیمارستان
جنب و جوش آدم‌های بیرون را 
نظاره می‌کنم
امروز هم دردی سینه‌ام را می‌شکافد
اگر مقدر است که بمیرم
دوست دارم به زادگاهم بازگردم
و در آن‌جا چشم به جهان فرو بندم
برای شوخی
مادرم را کول کردم
آن‌قدر کم وزن شده بود
که دلم برایش سوخت
گریه‌ام گرفت
و سه قدم بیشتر نتوانستم بردارم
به یاد می‌آورم
شور جوانی‌ام 
و علاقه‌ام به نظامی‌گری
و نگرانی پدر و مادرم را

هاگیوارا ساکوتارو

هاگیوارا ساکوتارو (1942-1886)

هاگیوارا ساکوتارو کسی بود که شعر آزاد ژاپنی را از چنگال قوانین سنتی آزاد کرد. او را “پدر شعر محاوره ای مدرن در ژاپن” می‌دانند.. هاگیوارا ساکوتارو در طول زندگی طولانی خود، مقالات ، نقد ادبی و فرهنگی فراوانی را در نشریات ادبی و مجلات ژاپنی منتشر کرد.. سبک منحصر به فرد آرایه‌های او بیانگر تردیدهای او درباره وجود ، ترس خلوص است. هاگیوارا ساکوتارو خشم خود را او از طریق استفاده از تصاویر تاریک و اصطلاحات بدون ابهام در شعرهایش بیرون می‌ریخت. مشهورترین مجموعه شعر او به نام ” پارس به ماه ” در سال 1917 منتشر شده است.

شهر ” رودخانه‌ی هیروسه” به قلم “هاگیوارا ساکوتارو”

رودخانه‌ی هیروسه
همچنان خروشان است و
سال‌هاست که آرزوی مرا با خود برده است
می‌نشینم بر لب رود
ریسمانی درون آب می‌اندازم
باشد که صید کنم عمر گذشته‌ را 
ولی آن خوشبختی از دست رفته
سال‌هاست که این‌جا را ترک کرده است
حتی ماهی کوچکی نیست
که به قلابم بیوفتد

یاگی جوکیچی

شعر ژاپن 6
یاگی جوکیچی (1998-1927)

یاگی جوکیچی یکی از معدود شاعران مسیحی ژاپن است. او در شهر توکیو متولد شده است و تمرکز او در تمامی آثارش بیشتر بر روی مضامین مدرن مذهبی است. از مجموعه شعرهای او می‌توان به مجموعه شعر ” مردمک پاییز” اشاره کرد.

شعری از یاگی جوکیچی

زمانی که نور خورشید
پرتو افشانی می‌کند
داخل جنگل را ببینی
غوغایی برپاست
باران خاک را خیس می‌کرد
نشستم زیر باران
تا ببینم با خاک چه می‌کند
باران که می‌آید
دوست دارم برقصم
گل را به دوش گرفته
و آوازی بخوانم

کیتاهارا هاکوشو

شعر ژاپن 5
کیتاهارا هاکوشو (1942-1885)

کیتاهارا هاکوشو در جزیره‌ی کیوشو ژاپن متولد شده است. او شاعر تانكاي ژاپني است كه در دوره‌هاي تائيشو و شيوا ژاپن فعال بود ه است. از مجموعه شعرهای او می‌توان به “دروازه‌ی مذهب اهریمنی” ، ” خاطرات” و ” دفتر سیاه قلم ” اشاره کرد. کیتاهارا هاکوشو به عنوان یکی از محبوب‌ترین و مهم‌ترین شاعران ژاپنی مدرن شناخته می‌شود.

شعر ” آسمان سرخ” به قلم ” کیتاهارا هاکوشو “

ابر سرخ در آسمان 
باده‌ی سرخ در جام
همه چیز به کام
اما
هنوز هم در ته دلم
نهفته غم

تاکامورا کوتارو

شعر ژاپن 4
تاکامورا کوتارو (1956-1883)

تاکامورا کوتارو در شهر توکیو به دنیا آمد. لحن شهرهای او بیشتر به زبان محاوره است. از مجموعه شعرهای او می‌توان به ” راه ” و ” یادداشت‌هایی درباره‌ی چیه کو” اشاره کرد. تاکامورا کوتارو زندگی عجیبی را پشت سر گذاشت. “چیه کو” نام همسر اوست که بیماری سل داشت اما در سه سال آخر عمرش، به خاطر شدت بیماری دچار برخی اختلالات روانی شد که تاکامورا کوتارو متاثر از وضعیت همسرش شعرهای زیادی را سرود که به محبوبیت فراوانی رسید.

شعر ” شترمرغ پریشان” به قلم “تاکامورا کوتارو”

نگه داشتن شترمرغ در یک باغ وحش
در یک قفس فکستنی پر از گل و لای
چه چیز جالبی داره؟ 
مگه نه این‌که لنگش درازه ؟ 
مگه نه این‌که گردنش بیش از حد درازه؟
مگه نه این‌که تو سرزمین برفی، بال و پرش پریشونه؟
مگه نه این‌که تا گرسنه‌ش نشه، نون خشک نمی‌خوره و فقط به دوردست‌ها خیره می‎شه؟
مگه نه این‌که بی‌قراره و خودش رو به آب و آتیش می‌زنه؟
مگه نه این‌که بی صبرانه منتظر باد لاجوردی است؟ 
مگه نه این‌که تو سر کوچولوش پر از آرزوهای بی‌کرانه؟ 
مگه نه این‌که این موجود دیگه شترمرغ نیست؟ 
ای بشر..
دست بردار از این کارت

تاکامی جون

شعر ژاپن 3
تاکامی جون (1968-1907)

تاکامی جون که نام اصلی او تاکامی یوشیو است، شاعر ژاپنی فعال در دوره شیوا ژاپن بود.. او د ر استان فوکویی ژاپن متولد شده است. مجموعه شعرهای “دفن من” و ” در آستانه مرگ” از مهم‌ترین شعرهای اوست.او در سن 56 سالگی به بیماری سرطان مبتلا شد و دو سال پایانی عمر خود را در بیمارستان سپری کرد.

شعر ” درخت نیمه شب” به قلم “تاکامی جون”

درخت بار سفر می‌بندد
عزم سفر دارد
سفری طولانی
درخت تقریبا هر شب آماده می‌‎‌شود
با استواری ریشه‌هایش را در زمین می‎گستراند
کجا خواهد بود
مقصد این سفر؟ 
خود درخت هم نمی‌داند
لازم نیست بداند
اما این سفر
خواست قلبی درخت است
امشب نیز درخت بار سفر می‌بندد
شاید نیمه‌شبی
توطئه‌ای در سر داشته باشد.

ناکاهارا چووا

شعر ژاپن 2
ناکاهارا چووا (1937-1907)

ناکاهارا چووا شاعر ژاپنی در اوایل دوره شیوا بود. ناکاهارا چووا در استان یاماگوچی ژاپن متولد شد و یکی از پیشگامان برجسته‌ی شعر ژاپن بود. اگرچه در سن 30 سالگی درگذشت، اما در طول زندگی خود بیش از 350 شعر سرود. او بسیاری از اشعار شاعر فرانسوی را ترجمه کرد و به همین دلیل به او لقب “رمبوی ژاپنی” را داده‌اند. مجموعه شعر ” قوچ کوهی” معروف‌ترین اثر اوست. ناکاهارا چووا بر اثر فوت ناگهانی پسر دو ساله‌اش دچار اختلالت روحی و بیماری‌های روانی شد و پس از گذشت مدت زمان کوتاهی مرد.

شعر ” بدون پسرم” به قلم “ناکاهارا چووا”

بهار آمد
و همه جا صحبت از بهار است
برای من اما
پسرم که نباشد
آمدن بهار هیچ لطفی ندارد
اوایل بهار بود که به باغ وحش بردمش
فیل را نشانش دادم 
گفت "پیشی"
پرنده‌ای را نشانش دادم
گفت "پیشی"
گوزن را نشانش دادم
چیزی نگفت 
فقط شاخ‌هایش را نگاه می‎کرد
ایستاده در نور زندگی
فقط خیره بود
امروز
امروز هم 
بر من غم زده 
فقط دانه‌های برف می‌بارد
بر من غم زده
باد سردی هم می‌وزد
منم در چنگ غم
ذر پالتوی پوست روباه
زیر دانه‌های برف
لرزان از سرما
در چنگ غم 
در مرداب ملامت
نه خواسته‌ای ، نه امیدی 
نشسته در گل غم 
ناگذیر صبح را به شب می‎رسانم

اووته تاگوچی

شعر ژاپن 1
اووته تاگوچی (1934-1887)

اووته تاگوچی در استان گونما ژاپن متولد شد.از بیست و پنج سالگی سرودن شعر نو را آغاز کرد. اووته تاگوچی متاثر از آثار شاعران بنامی چون “کیتاهارا هاکوشو” است. او در چهل و شش سالگی بر اثر ابتلا به بیماری درگذشت.

شعر ” عشق ” به قلم ” اووته تاگوچی”

عشق من آفتاب غروب است
افتاده در آب
خاطر برگی است
جدا شده از شاخه‌‌ای در نیمه شب
بی هیچ صدایی
بی هیچ کلامی 
بی هیچ سایه‌ای

هوشینو تومی‌ هیرو

شعر ژاپن
هوشینو تومی‌ هیرو (1946)

هوشینو تومی‌ هیرو در روستای آزوما از استان گومنای ژاپن متولد شد. پس از فارغ‌التحصیلی در رشته‌ی تربیت بدنی به عنوان معلم ورزش مدرسه‌ی راهنمایی شهر تاکاساکی شروع به فعالیت کرد. دو سال بعد هنگام تمرین‌های ورزشی از ارتفاع سقوط کرد و دچار قطعی نخاء شد. نه سال در بیمارستان برای مداوا بستری بود و سرانجام بدون این‌که توان حرکت دادن به دست و پاهایش را داشته باشد ، از بیمارستان مرخص شد. با ان حال هوشینو تومی‌ هیرو قلم را در دهان گرفت و مشغول سرودن شعر و نقاشی کردن شد.

شعر “زخمی است در وجودم” به قلم “هوشینو تومی‌ هیرو”

زخمی است در وجودم 
که از آن 
مهر تو نفوذ می‌کند
ناخودآگاه احساس کردم
کسی نگاهم می‌کند
صندلی چرخدارم را گرداندم پشت سرم
گل کوچکی شکفته بود
زمانی لرزش گیاه در دست باد را دیدم
احساس ضغف کردم
امروز هم
گیاه در دست باد لرزان است 
اما 
احساس قوت می‌کنم
زمانی که زندگی را مهم‌ترین چیز می‌دانستم
زندگی کردن مشقت بار بود
از روزی که دریافتم
چیزی مهم‌تر از زندگی کردن هم وجود دارد
زندگی برایم لذت بخش شد
ساقه‌ی گل پیچک به سادگی شکست
همانند گردن من
اما دوباره از همان‌جا
جوانه زد و شکفت 
من هم 
همان آبی را می‌نوشم که پیچک می‌نوشد
همان نور را می‌گیرم
که پیچک می‌گیرد
پس من هم 
مثل پیچک 
ساقه‌ای خواهم داشت 
نیرومند

مطالب بیشتر بخون..!