2

نقد فیلم Martyrs 2008 (شهدا)

نقد و بررسی فیلم شهدا (Martyrs 2008)

در این مطلب سعی داریم به نقد و بررسی فیلم سینمایی «شهدا» (Martyrs 2008) به کارگردانی پاسکال لوژیه بپردازیم. این فیلم در ژانر ترسناک و دلهره‌آور، محصول مشترک فرانسه و کانادا است. نام فیلم Martyrs 2008 برگرفته از کلمهٔ یونانی (Marturos) به معنای شاهدین است. این فیلم یکی از متفاوت‌ترین فیلم‌های ژانر وحشت است و در زمان اکران، تماشاچیان بی‌شماری را مجبور به ترک سالن سینما کرده است. برای آشنایی بیشتر با این فیلم، در ادامه با ما همراه باشید.

آنچه باید درباره فیلم شهدا  (Martyrs 2008) بدانید

فیلم شهدا در تاریخ 3 سپتامبر 2008 به صورت گسترده در فرانسه اکران شد. برخی از تماشاچیان در هنگام دیدن این اثر،  به خاطر خشونت بی‌پرده‌ و عریان فیلم، با حالت تهوع سالن سینما را ترک کردند. فیلم با بودجه‌ 2.8 میلیونی ساخته شد و نتوانست فروش خوبی را به ثبت برساند. در باکس آفیس، فقط 1.1 میلیون یورو فروخت که یک شکست بزرگ بود. نظرات منتقدان  در نقد فیلم شهدا (Martyrs 2008) ، بسیار دو قطبی بود. برخی از منتقدان، فیلم شهدا را یک اثر با مضامین فلسفی و هستی گرایانه داستند و رویکرد لوژیه (کارگردان فیلم) را ستودند؛ اما در مقابل، منتقدان دیگری  فیلم را یک اثر سادیسمی خواندند که هدفی جز آزار مخاطب ندارد! تا جایی که حتی برخی از منتقدان برای توصیف این فیلم از واژه‌ «پورن شکنجه» (Torture Porn) استفاده کردند.

نقد فیلم Martyrs 2008

شهدا (Martyrs 2008)، دومین فیلم به نویسندگی و کارگردانی «پاسکال لوژیه» است. اولین اثر لوژیه، فیلم «سنت آنژ» است که در ژانر وحشت ساخته شده است. لوژیه فیلمنامه شهدا را زمانی نوشت که قصد خودکشی داشت و از افسردگی بالینی رنج می‌برد. همین امر او را ترغیب کرد که فیلمی درباره خشونت بسازد. لوژیه برای نگارش فیلمنامه، از فیلم‌های «مسافرخانه» ساختهٔ «الی راث» و «کشتار با اره‌برقی در تگزاس» به کارگردانی «توبی هوپر»، الهام گرفته بود. پاسکال لوژیه دربارهٔ معرفی پروژهٔ خود می‌گوید:

«فیلم توسط تمامی استودیو‌های فرانسوی و بسیاری از بازیگران زن رد شد؛ اما توسط شبکه تلویزیونی CANAL+ که از پروژه‌های غیرعادی سینمایی استقبال می‌کند، حمایت مالی شد.»

مکاری پاسکال لوژیه با یک بازیگر ایرانی‌تبار

لوژیه، «میلن ژامپانوآ» و «مرجانه علوی» را به‌عنوان بازیگران نقش اصلی انتخاب کرد. این کارگردان در زمان آماده‌سازی برای فیلم‌برداری، دو ماه را صرف تمرین با بازیگرانش (ژامپانوآ و علوی) کرد. او همچنین از میلن ژامپانوآ در نقش «لوسی ژورین» خواست تا برای آماده‌شدن در نقش خود، بازی‌های «ایزابل آجانی» در فیلم «هالووین» و «جیمی لی کرتیس» در فیلم «تسخیر» را بررسی کند.

جلوه‌های ویژهٔ فیلم توسط «بِنوا لستانگ» و «آدرین مورو» انجام شد. این فیلم ترکیبی از جلوه‌های ویژه عملی و دیجیتالی را به نمایش می‌گذارد. در برخی از صحنه‌ها از پرده سبز استفاده شده است. لِستانگ در پروژه‌های قبلی خود، با لوژیه همکاری کرده بود و دوستان صمیمی بودند. لِستانگ فیلم شهدا را بزرگ‌ترین پروژه کاری‌اش توصیف می‌کند و معتقد است که سنگینی کار  بر روی این اثر سینمایی، معادل چهار یا پنج فیلم بوده است. در نقد فیلم شهدا (Martyrs 2008) باید به این نکته اشاره کنیم که یکی از چالش‌برانگیزترین قسمت‌های ساخت این فیلم، چهره‌پردازی «مرجانه علوی» بود. لِستانگ هر بار برای دستیابی به چهره‌پردازی دلخواهش، تقریباً چهار ساعت را صرف استفاده از پروتزها روی صورت علوی می‌کرد. چهره‌پردازی مرجانه علوی در سکانس‌هایی که پوست بدنش کنده می‌شود، 19 ساعت زمان برده است!

نقد فیلم Martyrs 2008

وب‌سایت IGN، فیلم شهدا را در لیست بهترین فیلم‌های ترسناک تمام دوران معرفی کرد و آن را در رتبه 32 از 100 فیلم برتر این لیست قرار داد. همچنین مجله رولینگ استون در سال 2021، آن را در لیست بهترین فیلم‌های ترسناک قرن بیست‌ویکم قرار داد. بد نیست بدانید که فیلم شهدا، به عنوان یک اثر درخشان کلاسیک معاصر در ژانر وحشت نیز شناخته میشود.

خطر اسپویل!

مطالعه ادامهٔ این متن، بخش‌هایی از داستان فیلم را لو می‌دهد؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود اگر فیلم را ندیده‌اید، ادامه متن را بعد از تماشای فیلم بخوانید.

سکانس آغازین فیلم، با فرار یک دختر کم‌سن‌وسال که صورت و بدنش زخمی شده، آغاز می‌شود. سپس تصاویری مستندگونه به نمایش گذاشته می‌شود. صدای نریشن مردی، به شرح‌حال آنچه بر دختر بیچاره‌ای به اسم «لوسی» گذشته، می‌پردازد. مخاطب در ابتدای فیلم، متوجه اتفاقی که برای لوسی افتاده می‌شود. مرد با جزئیات کامل، مکانی که لوسی در آن شکنجه می‌شده را برای پلیس، توضیح می‌دهد. لوسی دختری است که در یک ساختمان متروکه، مورد آزار و اذیت و شکنجه جسمی قرار گرفته و یک روز، بالاخره فرصت فرارکردن را به دست می‌آورد.

روایت فیلم در ادامه، با یک فلاش‌بک به یتیم‌خانه سوق پیدا می‌کند. جایی که لوسی، دختری یتیم و منزوی است که تنها توسط دوستش، «آنا آساوی» درک می‌شود. فیلم، آسیب روحی و روانی لوسی را در همان بخش اول نشان می‌دهد؛ اما دررابطه‌با موجود ترسناک و زشتی که لوسی می‌بیند، یک علامت سؤال در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند. چرا لوسی این موجود را می‌بیند؟ آیا چنین موجودی وجود خارجی دارد؟ نقش این موجود خیالی در فیلم چیست؟ این‌ها سؤالاتی است که تعلیق ایجاد می‌کند و کنجکاوی مخاطب را برای بخش دوم فیلم برمی‌انگیزد.

تعلیق آمیخته با وحشت

در نقد فیلم شهدا (Martyrs 2008) باید این نکته را گفت که اکثر سکانس‌ها با دوربین روی دست فیلم‌برداری شده است. این مساله حس تشویش و تنش را در مخاطب تشدید کند. بخش دوم فیلم، پانزده سال بعد از فرار لوسی را روایت می‌کند. در این بخش، مخاطب شاهد انتقام و زجرکشیدن لوسی است (به‌خاطر آسیب‌هایی که در کودکی دیده). مشخص می‌شود که لوسی، دچار شیزوفرنی است و به همین دلیل، دختر مرده‌ای را در خیالاتش می‌بیند. لوسی در یک تصویر فلاش‌بک، دختر را در یک اتاق مجزا می‌بیند که مثل خودش، اسیر شده.

نقش آنا در بخش دوم و سوم فیلم اهمیت پیدا می‌کند. جایی که لوسی با یک تماس، او را به خانه‌ای فرامی‌خواند. آنا در آنجا با جسد یک زن و مرد و بچه‌هایشان مواجه می‌شود که به شکل بی‌رحمانه‌ای توسط لوسی کشته شده‌اند. او از آنچه که دیده، بسیار شوکه شده و نمی‌تواند باور کند این افراد لوسی را شکنجه کرده باشند. کمی بعد آنا در همان خانه، یک دختر بیچاره دیگر که زندانی شده را پیدا می‌کند و به همین دلیل، حرف لوسی را باور می‌کند. درست زمانی که سعی دارد به آن دختر کمک کند، خودش اسیر افرادی می‌شود که سال‌هاست دختران جوان را مورد شکنجه فیزیکی قرار می‌دهند.    

پاسکال لوژیه و نسبت آن با خشونت

فیلم شهدا، عملاً مخاطب را وارد چرخهٔ بی‌انتهای خشونت می‌کند. لوژیه در مقام کارگردان و نویسنده فیلم، تماشاگر را وامی‌دارد تا به‌صورت خودآگاه و ناخودآگاه، به مفهوم درد کشیدن و خشونت فکر کند. تنش، درد، خشونت، ترس و اضطراب، احساساتی است که بی‌امان در تمام طول فیلم به نمایش گذاشته می‌شود. در نقد فیلم Martyrs 2008 باید گفت، هدف لوژیه تنها به نمایش گذاشتن خشونت نیست؛ بلکه او می‌خواهد این احساسات را به مخاطبش تزریق کند؛ تا جایی که حتی از دیدن فیلم صرف‌نظر کند. از طرفی تعلیق و هیجان تنش‌زای فیلم، مخاطب را روی صندلی میخکوب می‌کند و نمی‌تواند به راحتی از تماشای ادامه فیلم صرف‌نظر کند.

پاسکال لوژیه (Pascal Laugier)
پاسکال لوژیه (Pascal Laugier)

 این همان وجه تمایز فیلمی مثل شهدا، با مجموعه آثار اَره است. در مجموعهٔ اَره، خشونت به وسیله‌ای برای سرگرمی مخاطب بدل می‌شود. هدفی که سری فیلم‌های ترسناک اسلشری دنبال میکنند، فقط جذب مخاطب بیشتر است؛ اما فیلم شهدای لوژیه از این قاعده مستثنا است. در این فیلم نه‌تنها خشونت به ابزاری برای سرگرمی بدل نمی‌شود؛ بلکه مانند پتکی است که به مخاطب اصابت می‌کند و او را به تفکری عمیق وامی‌دارد.

تجربهٔ ادراک پس از مرگ

در پایان‌بخش دوم فیلم، به برخی سؤالاتی که در ذهن مخاطب شکل‌گرفته بود، پاسخ داده می‌شود. با ورود زن میان‌سال به نام مادمازل، اطلاعاتی را که مخاطب باید دریافت کند به او منتقل می‌شود؛ اما به تمام سؤالات پاسخ داده نمی‌شود. در بخش سوم، بعد از صحبت‌هایی که مادمازل با آنا یا در واقع با مخاطب می‌کند؛ برنامهٔ منظم و دقیقی که برای شکنجه فیزیکی آنا آساوی ترتیب داده شده است، به تصویر کشیده می‌شود. او به‌صورت مرتب شکنجه می‌شود و حتی پوست بدنش را درحالی‌که هنوز زنده است، می‌کنند.

نقاشی مثله‌کردن سنت بارتولومئو (حدود 1660) در کنار تصویر آنا که سرنوشت مشابهی را تجربه می‌کند. سنت بارتولومئو یکی از حواریون عیسی مسیح بود که در مسیحیت به‌عنوان یکی از قدیسان شناخته می‌شود.

خشونت در این مقطع از فیلم، به‌منظور کشف یک حقیقت رازآمیز اعمال می‌شود. رازی که به تجربهٔ ادراک پس از مرگ مربوط می‌شود. افرادی که به دختران جوان اعمال خشونت می‌کنند، بر این باورند که این امر آنها را به خلسه‌ای فرومی‌برد. حالتی معنوی که آن‌ها را از حقایق دنیای پس از مرگ،  آگاه می‌کند. پاسکال لوژیه به گفتهٔ خودش، در هنگام نگارش فیلمنامه تحت‌تأثیر باورهای کاتولیک رومی بوده است. به نظر می‌رسد، سازمان و یا فرقهٔ مخفی این فیلم، به‌صورت مبهم معرف باورهای کاتولیک است.

شهادت به مثابه تقدس در کلیسای کاتولیک رومی

شهادت (در اینجا به معنی شاهد) در اندیشه کاتولیک رومی، مفهومی مقدس و باستانی‌ است که ریشه‌های عمیقی در تاریخ مسیحیت و الهیات کلیسا دارد.  بنابراین می‌توان گفت که فرقه مخفی، به دنبال خلق «شاهدین» است. آن‌ها باور دارند که با شکنجه و رنج جسمانی و روحی قربانی، فرد به مرحله‌ای فراتر از درد می‌رسد و  تجربه‌ای ماورایی را کسب می‌کند.  مشابه همان تجربه‌ آنا که دیگر به درد جسمی واکنش نشان نمی‌دهد و آنچه را که در پس مرگ وجود دارد، می‌بیند.

در نقد این فیلم می‌توان گفت، شهدا به واکاوی مفهوم شهادت مذهبی نیز می‌پردازد. در طی گفتگویی که مادمازل با آنا دارد، به‌صراحت می‌گوید که اکنون فقط قربانیان وجود دارند. با گفتن این حرف، مادمازل هدفی که سال‌ها دنبال کرده را بازگو می‌کند. در سکانسی از فیلم، افراد مسن و مرفهی که به دنبال کشف حقیقتی در پس مرگ هستند، برای شنیدن اظهارات مادمازل دور هم جمع شده‌اند. قبل از آمدن این افراد، مادمازل از آنا می‌خواهد تجربهٔ خلسه‌اش را بیان کند. جواب آنا، چیزی نیست که مادمازل انتظار شنیدنش را داشته باشد! کشف حقیقت برای مادمازل، آن‌چنان پوچ است که لوله تپانچه‌ را در دهان خود گذاشته و خودکشی می‌کند.

شاید برداشت مخاطب این باشد که مادمازل برای کشف حقیقت جهان پس از مرگ،  دست به خودکشی می‌زند؛ اما لوژیه در صدد نشان‌دادن نیهیلیسمی است که باوجود افرادی مثل مادمازل و اهداف پوچشان، پررنگ‌تر می‌شود.

کلام آخر

در سال 2015 اثر ظعیفی به همین نام به کارگردانی، «کوین و مایکل گوتز» ساخته شد؛ اما هرگز نتوانست موفقیت فیلم قبلی را بدست آورد. در پایان باید گفت فیلم سینمایی شهدا، اثری متفاوت و تامل برانگیز است که می‌توان ساعت‌ها درباره آن صحبت کرد. هدف این فیلم، تنها پاسخ دادن به یک پرسش نیست. پرسشی درباره جهان پس از مرگ! بلکه فیلم به بررسی خشونت در ابعاد وسیعی می‌پردازد و مخاطب را وادار به تفکر درباره مفهوم آن می‌کند. لوژیه بعد از ساخت این فیلم، دیگر نتوانست فیلمی با این کیفیت بسازد و موفقیت خود را تکرار کند. افتدا

فیلم شهدا (Martyrs 2008) به کارگردانی پاسکال لوژیه

اگرچه در این مطلب، به نقد و بررسی فیلم شهدا (Martyrs 2008) پرداختیم؛ اما در انتها لازم است که تماشای این فیلم را تنها به مخاطبان خاص سینما توصیه کنیم. اگر به دنبال دیدن یک فیلم سرگرم‌کننده در ژانر وحشت هستید، فیلم شهدا انتخاب خوبی نیست؛ اما اگر می‌خواهید با دیدن یک فیلم جنون را تجربه کنید، این فیلم بهترین گزینه است.

نقدهای بیشتر بخون…!

برچسب‌ها:

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. شایان گفت:

    فیلم فوق العاده ضیف و مزخرف حتی تو ژانر وحشت،از هرنظر که به فیلم نگاه میکنی ضعیف،چه دلیلی داشت که زن بعد از گلوله خوردن زنده بمونه و بعد با چکش بزنه بکشتش دوباره،دلیل اینکه اونهمه موندن تو خونه شبم موندن چی بود این چیزا ینی ضعف،خلاصه نمره ی۴م براش زیاده

    1. عرفان گفت:

      بدون اینکه فیلمو کامل دیده باشی یا اصلا صد بارم دیده باشی ولی متوجه نشده بیای حرف بزنی میشه این ، سطح خشونت و دردی که لوسی کشیده و یه فرد میتونه بکشه و به چی تبدیل بشه و منجر به چی بشه رو فیلم میخواد به ما برسونه که یک لحضه ام نمیزاره طرف زنده بمونه و میکشتش وقتی میبینه زندست حتی با اینکه به قدری ادم خوبیه که بچه رو به زور کشت و تیر دومم در ادامه هوایی در کرد با اتفاقایی که براش اتفاق افتاده بود تا مخاطب حد درد و چیزی که منجر بهش میشه رو بفهمه و واقعا تامل کنه ، در اونجا هم در کمی ادامه تر میبینیم انا خیلی دوست داشته بفهمه دلیلش چی بوده و از جسدا میپرسه چرا با من اینکارو کردین و خیلی کنجکاو بوده با اینحال لحضه ای امون نمیده و نمیتونه تحمل کنه حتی با اینکه میبینه دوباره زندست و نمرده حتی با اینکه در قفل داخل گیر کرده که بازم سطح دردی که در اون حد وسیع باشه و میتونه باعث چی بشه رو میرسونه و بی اهمیت بودن همه چیز و دارا بودن همه اهمیت فقط به یک چیز برای فردی که اونقدر درد کشیده و اونقدر افسرده که همه چیزو ول کرده و دنبال انتقام بوده ، در ادامه هم میخوان برن که اول لوسی میمیره بعد انا سارا رو پیدا میکنه و فرصت رفتن نمیمونه که بخواد از دستش بده.
      بهترین فیلم دنیا که دیدم از همه نظر

مشاهده بیشتر