5

بررسی وضعیت کتاب‌خوانی در ایران (به روزرسانی سال 1405)

کتاب‌خوانی

بهتر است برای بررسی دقیق وضعیت کتاب‌خوانی در ایران، ابتدا به این سؤال بپردازیم که منظور ما از «کتاب‌خوانی» چیست؟ خواندن هر نوع متنی را می‌توان به نوعی مطالعه دانست. اما در سنجش‌های دقیق شاخص‌های فرهنگی، منظور از کتاب‌خوانی، مطالعهٔ کتب درسی، اداری، یا صرفاً متون ادعیه نیست! بلکه مطالعات آزاد غیردرسی مدنظر است که سهم بسزایی در ارتقای سطح آگاهی عمومی، تفکر انتقادی و فرهنگ جامعه دارد.

تفکیک بحث «کتاب‌خوانی آزاد» از «سوادآموزی و آموزش رسمی» یک اصل مهم در نهادهای آماری جهان است. بخش عمده‌ای از زمان مطالعه در میان گروه‌های سنی مختلف در راستای آموزش رسمی و اخذ مدرک صرف می‌شود. اگرچه در طول سال‌های گذشته امکانات تحصیلی و دانشگاهی توسعه یافته و بخش بزرگی از جامعه مشغول به تحصیل هستند، اما مطالعات اجباری یا متمرکز بر مقاطع تحصیلی را نباید با آمار کتاب‌خوانیِ خودانگیخته و آزاد هم‌ارز دانست. در ارزیابی‌های نوین فرهنگی، شاخص کتاب‌خوانی آزاد کاملاً از شاخص آموزش و سوادآموزی تفکیک می‌شود.

تا پیش از این، آمار دقیق و یکدستی در مورد میزان کتاب‌خوانی و نرخ مطالعه در ایران وجود نداشت. اعداد و ارقام متفاوتی از سوی نهادهای مختلف مانند «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «شورای عالی انقلاب فرهنگی» و «نهاد کتابخانه‌های عمومی» ارائه شده است. آمارهای ضدونقیضی که سرانه مطالعه را از ۲ دقیقه تا بیش از ۷۰ دقیقه در روز متغیر نشان می‌دهد. همین عدم اتکا به شیوه‌ای واحد، صحت محاسبات را زیر سؤال می‌برد.

بررسی وضعیت کتاب‌خوانی در ایران (به روزرسانی سال 1405)

پیمایش مرکز آمار ایران در مورد کتاب‌خوانی

در سال‌های اخیر مرکز آمار ایران با انتشار گزارش‌های کشوریِ «پیمایش رفتارهای فرهنگی خانوار»، تلاش کرده است داده‌های دقیق‌تری ارائه دهد. طبق آخرین آمارهای رسمی این مرکز، سرانه مطالعه کتاب‌های غیردرسی در ایران حدود ۱۵ تا ۱۶ دقیقه در روز برای افراد بالای ۱۵ سال تخمین زده شده است. همچنین این آمارها نشان می‌دهند که بیش از ۵۵ درصد از جمعیت کشور در طول سال حتی یک کتاب غیردرسی هم مطالعه نمی‌کنند. باید این واقعیت را پذیرفت که متأسفانه  فرهنگ کتاب‌خوانی در وضعیت فعلی ایران وجود ندارد و تنها اقشار خاص جامعه، مطابق باسلیقه‌ی خود کتاب می‌خوانند.

متأسفانه سیاست‌گذاری‌های حافظه‌محور در سیستم ورودی دانشگاه‌ها و حساسیت‌های کاذبِ آزمون کنکور سراسری، شرایط پیچیده‌ای را از همان اوایل دورهٔ بلوغ فکری برای نوزادان و جوانان ایجاد می‌کند. با وجود تغییرات ساختاری اخیر در نظام سنجش و حذف دروس عمومی از کنکور، همچنان فشار امتحانات نهایی و تست‌زنیِ سنگین بر گردهٔ دانش‌آموزان باقی است. تمرکز بی‌حدوحصر خانواده‌ها، معلمان و مؤسسات کنکوری بر این مسئله باعث شده که داوطلبان، روزانه بین ۸ تا ۱۰ ساعت مطالعهٔ کاملاً مکانیکی و تست‌محور را بخشی از وظایف خود بدانند.

اگرچه با احتساب صدها هزار داوطلب کنکور و میانگین چند ساعت مطالعهٔ روزانه، ظاهرِ اعداد و ساعات مطالعه در جامعه رشد بالایی را نشان می‌دهد. اما این نوع خواندن نه در شاخص‌های جهانی «سرانه مطالعه آزاد» جایی دارد و نه منجر به افزایش سطح آگاهی عمیق می‌شود. بدتر از آن، پیمایش‌های رفتاری نشان می‌دهند که این حجم از مطالعهٔ اجباری و شتاب‌زده، نوعی «زدگی از کتاب» ایجاد می‌کند. به‌طوری‌که بخش عمده‌ای از جوانان پس از عبور از سد کنکور، کتاب‌خوانی را مساوی با استرس و تکلیف دانسته و تا سال‌ها از هرگونه مطالعهٔ آزاد و غیردرسی فاصله می‌گیرند.

چند درصد مردم ایران کتاب می‌خوانند؟

چند درصد مردم ایران کتاب می‌خوانند؟

طبق داده‌های پیمایش رفتارهای فرهنگی که توسط مرکز آمار ایران ارائه شد، سرانه مطالعه کتاب غیردرسی افراد بالای ۱۵ سال حدود ۷ ساعت و ۴۱ دقیقه در ماه (معادل روزانه ۱۵ دقیقه) اعلام شده بود. اما نکتهٔ قابل‌تأمل اینجاست که در همان گزارش، بیش از ۳ ساعت از این میزان به خواندن ادعیه و قرآن اختصاص داشت. به این معنی که مطالعهٔ خالص کتب عمومی و غیردرسی در خوش‌بینانه‌ترین حالت، روزانه کمتر از ۸ دقیقه بوده است.

با این حال، اگر آمارهای خوداظهاریِ رسمی را کنار بگذاریم و با «شاخص تیراژ و بازار نشر» موضوع را بسنجیم، تصویر واقعی‌تری به دست می‌آید. سقوط میانگین تیراژ کتاب در ایران به اعداد نگران‌کنندهٔ ۲۰۰ تا ۵۰،۰۰۰ نسخه برای کشور ۸۵ میلیونی، نشان می‌دهد که درصدِ بسیار کوچکی از جامعه خریدار و خوانندهٔ فعال کتاب هستند. با محاسبات مبتنی بر شمارگان کتاب‌های منتشرشده، می‌توان به این نتیجه رسید که نرخ واقعیِ کتاب‌خوانیِ مستمر در جامعه، شاید حتی به زیر ۱۰ درصد کل جمعیت هم نرسد.

آیا گران شدن قیمت کتاب، تاثیری در سران مطالعه داشته است؟

افزایش جهشی قیمت کتاب و تورم کاغذ در سال‌های اخیر، قدرت خرید قشر متوسط و دانشجو را به‌شدت کاهش داده است. این امر کتاب چاپی را از یک کالای عمومی به «کالای لوکس» تبدیل کرده است. امری که پیامد مستقیم آن ریزش شدید تیراژ کتاب به چندصد نسخه و حذف آن از سبد خرید بسیاری از خانوارها بوده است. در این میان، رشد اپلیکیشن‌های کتاب‌خوان و متون الکترونیکی/صوتی (مانند طاقچه و فیدیبو) توانسته با ارائه اشتراک‌های ارزان‌تر و نسخه‌های اقتصادی، بار مالی خرید کتاب را برای بخشی از جامعه سبک کند.

خوانش الکترونیک تاحدودی مانع خروج کامل نسل جوان از دایره مطالعه شود. اما به دلایلی چون ترجیح حس لمس کتاب چاپی توسط مخاطبان سنتی، محدودیت آرشیو دیجیتال برخی ناشران، و غلبهٔ سطحی‌خوانی در بستر ابزارهای هوشمند، این پلتفرم‌ها تنها نقش یک مسکن و جایگزین نسبی را ایفا کرده‌اند. بااین‌حال نتوانسته‌اند جبران‌کنندهٔ کاملِ رکود ناشی از گرانی در کلیت جامعه و بازار نشر باشند.

سرانه مطالعه چیست؟

سرانه مطالعه چیست؟

ساده‌ترین تعریف از سرانه مطالعه میانگین مدت‌زمان‌های مطالعه یک نفر در یک شبانه‌روز است. البته این واحد آماری گاهی اوقات بر اساس تعداد کتاب یا تعداد صفحات خوانده‌شده توسط هر فرد است. در موارد دیگری امکان دارد از این شاخص در بازه‌های زمانی متفاوتی، مثلاً میزان مطالعه سالانه یاد شود.

تعیین سرانه مطالعه، مثل هر پژوهش آماری دیگری نیازمند جامعه‌ی آماری خاصی است که به‌کل جامعه تعمیم پیدا می‌کند. اما انتخاب جامعه‌ی آماری با توجه به تفاوت‌های فرهنگی در اقصا نقاط ایران، امری بسیار پیچیده و دشوار است. چراکه به لحاظ فرهنگی اختلاف فاحشی بین کلان‌شهرهایی مثل تهران، با مناطق محروم و روستاهای اطراف شهرستان‌ها وجود دارد. آمار منتشرشده در سالیان گذشته،  طبق گزارش‌های جهانی منتشرشده، سرانه مطالعه در ایران 13 دقیقه در روز است. 

نکته‌ی حائز اهمیت دیگر در تعیین سرانه مطالعه در ایران، تفکیک رده‌های سنی و دسته‌بندی مطالعاتی است. معمولاً در تعیین سرانه مطالعه در کشورهای مختلف، از گروه سنی بالای 15 سال به‌عنوان جامعه‌ی آماری یاد می‌شود. به بیانی دیگر می‌توان گفت در گزارش‌ها منتشرشده‌ی جهانی، مطالعات آموزشی یا به‌اصطلاح درسی که در گروه‌های سنی دانش‌آموزان اتفاق می‌افتد، بخشی از سرانه مطالعه در نظر گرفته نمی‌شود. در ایران و سایر کشورهای مذهبی، بخشی از میزان مطالعه عمومی صرف خواندن کتاب‌های مقدس (مثل قرآن، انجیل) و ادعیه و مناجات می‌شود. اگر بخواهیم این دو دسته‌بندی، یعنی مطالعه‌ی درسی و مطالعه‌ی مذهبی را از سرانه مطالعه کم کنیم، به‌نوعی می‌توان به آمار کتاب‌خوانی رسید. 

سرانه‌ مطالعه در ایران در سال‌های اخیر

بر اساس گزارش‌های پیمایش ملی «رفتارهای فرهنگی خانوار» (که توسط مرکز آمار ایران و پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده)، تنها حدود ۴۱ تا ۴۳ درصد از مردم ایران مطالعه غیردرسی دارند و در مقابل، بیش از ۵۷ درصد جامعه اعلام کرده‌اند که در طول سال هیچ کتاب غیردرسی مطالعه نمی‌کنند.

در این گزارش‌ها، متوسط سرانه مطالعه کتاب غیردرسی حدود ۱۲ تا ۱۶ دقیقه در روز برآورد شده است. عددی که اگر مطالعه ادعیه، روزنامه و متون فضای مجازی از آن کسر شود، میزان مطالعهٔ خالص «کتاب‌های عمومی» به ارقامی به مراتب پایین‌تر می‌رسد. البته همچنان نمی‌توان به آمار‌های خوداظهاری تکیه کرد. چراکه با تطبیق میانگین تیراژ کتاب‌های منتشرشده و جمعیت کل کشور، مشخص می‌شود که آمار واقعیِ افراد کتاب‌خوانِ مستمر در جامعه، بسیار نازل‌تر و حتی زیر ۱۰ درصد است.

سرانه‌ مطالعه در ایران در سال‌های اخیر

بر اساس آخرین نظرسنجی کشوری با عنوان «فرهنگ کتاب‌خوانی در ایران» که در آبان‌ماه ۱۴۰۴ توسط رسانه‌های معتبر (از جمله خبرگزاری‌های ایسنا و خبرآنلاین) منتشر شد، ۵۸.۹ درصد از مردم اعلام کرده‌اند که اصلاً کتاب نمی‌خوانند. در مقابل، تنها ۴۱.۱ درصد از جامعه خود را اهل مطالعه می‌دانند.

طبق داده‌های این نظرسنجی، میانگین مطالعهٔ افراد کتاب‌خوان در جامعه، حدود ۱۰ دقیقه در روز است (در حالی که متوسط حضور همان افراد در شبکه‌های اجتماعی ۷۰ دقیقه در روز برآورد شده است). همچنین ۴۹.۷ درصد از شرکت‌کنندگان «کمبود وقت» و ۳۵.۳ درصد «دغدغه‌ها و فشار معیشتی-مالی» را بزرگ‌ترین مانع خود برای مطالعه عنوان کرده‌اند. این آمار رسمی و میدانی به‌خوبی اثبات می‌کند که علاوه بر چالش‌های فرهنگی، عوامل اقتصادی و تغییر سبک زندگی به سمت فضای مجازی، به اصلی‌ترین دلایل افت سرانه مطالعه در ایران تبدیل شده‌اند.

سرانه مطالعه جهانی در سال 2026

آمار تیراژ کتاب در ایران در سال 1405

بر اساس آخرین داده‌های مرکز تحقیقاتی Pew و شاخص‌های جهانی سنجش رفتارهای فرهنگی (مانند پیمایش‌های NOP World و گزارش‌های اخیر OECD)، الگوی کتاب‌خوانی در سطح بین‌المللی در سال ۲۰۲۶ با شکافی عمیق میان «زمان اختصاص‌یافته به مطالعه» و «نوع فرمت مصرفی» روبه‌رو شده است. بر خلاف تصور عمومی، کشورهای در حال توسعهٔ آسیایی نظیر هند (با میانگین بیش از ۱۰ ساعت مطالعه در هفته)، تایلند و چین همچنان در صدر جدول زمان‌گذاری برای کتاب‌خوانی قرار دارند. این در حالی است که در جوامع غربی و توسعه‌یافته، سرانهٔ مطالعهٔ روزانهٔ کتاب‌های چاپی برای لذت و یادگیری آزاد به کمتر از ۱۵ دقیقه در روز رسیده است. همچنین نزدیک به ۳۰ درصد از بزرگسالان اعلام کرده‌اند که در طول یک سال گذشته حتی یک کتاب چاپی کامل هم مطالعه نکرده‌اند.

جهش فناوری‌های دیجیتال و ضریب نفوذ پلتفرم‌های صوتی در سال ۲۰۲۶، ساختار کتاب‌خوانی را از حالت سنتیِ چاپی به سمت «شنیدار» و «خوانش دیجیتال» سوق داده است. گزارش‌های اتحادیه‌‌های بین‌المللی ناشران نشان می‌دهد اگرچه فروش کتاب‌های چاپی با افتی نسبی مواجه شده، اما رشد بازار کتاب‌های صوتی و اشتراک‌های اپلیکیشن‌های کتاب‌خوان توانسته تا حدی این ریزش را جبران کند. با این حال، تحلیل‌گران حوزهٔ فرهنگ هشدار می‌دهند که غلبهٔ شبکه‌های اجتماعی و ویدیوهای کوتاه باعث پدیده‌ای به نام «تضعیف مطالعهٔ عمیق» شده است. به طوری که حتی در کشورهایی با نرخ سواد ۱۰۰ درصدی، توانایی تمرکز بر متون طولانی و مطالعهٔ پیوسته نسبت به گذشته کاهش یافته است.

کتاب‌خوان ‌ترین کشور جهان

بر اساس گزارش‌های شاخص جهانی سنجش فرهنگ (NOP World Culture Score Index) که به عنوان مرجع اصلی سنجش زمان مطالعه در سطح بین‌المللی شناخته می‌شود، کشور هند عنوان «کتاب‌خوان‌ترین کشور جهان» از نظر میزان زمان اختصاص‌یافته به مطالعه را در اختیار دارد. شهروندان هند با میانگین ۱۰ ساعت و ۴۲ دقیقه مطالعه در هفته (حدود ۹۰ دقیقه در روز)، بیشترین زمان را برای خواندن کتاب و متون متفرقه صرف می‌کنند.

پس از هند، کشورهای زیر در رده‌های بعدی بیشترین سرانهٔ زمان مطالعه قرار دارند:

  1. تایلند: با ۹ ساعت و ۲۴ دقیقه در هفته
  2. چین: با ۸ ساعت در هفته
  3. فیلیپین: با ۷ ساعت و ۳۶ دقیقه در هفته
  4. مصر: با ۷ ساعت و ۳۰ دقیقه در هفته
کتاب‌خوان ‌ترین کشور جهان

باید میان «کتاب‌خوان‌ترین کشور از نظر ساعات مطالعه» و «با سوادترین کشور از نظر زیرساخت‌های آموزشی و سنجش سواد» تفکیک قائل شد. در شاخص‌های سواد نوین (مانند گزارش‌های دانشگاه کنتیکت و گزارش‌های سازمان OECD)، کشورهایی چون فنلاند، نروژ و دانمارک در صدر جدول جهان قرار می‌گیرند. اما در سنجش «زمانِ واقعی اختصاص‌یافته به مطالعهٔ روزانه»، کشورهای آسیایی نظیر هند و چین پیشتاز هستند.

علت پایین بودن سرانه مطالعه در ایران

عوامل و دلایل بسیاری را می‌توان برای پایین‌بودن سرانه مطالعه در ایران عنوان کرد. طبق پژوهش‌های انجام‌شده، رابطهٔ مستقیمی بین وضعیت اقتصادی و کتاب‌خوانی وجود دارد. این مسئله که پیش‌ازاین نظریه‌پردازانی همچون میلان کوندرا نیز به آن اشاره داشته‌اند نشان می‌دهد، هرچقدر شرایط رفاهی و اقتصادی در اقشار یک جامعه ایده‌آل‌تر باشد، میزان مطالعهٔ آزاد آن‌ها نیز بیش‌تر است. کشورهای مستعمرهٔ آفریقایی که بیش‌ترین میزان فقر و گرسنگی را در جهان دارند، در میان تمامی کشورها نرخ مطالعهٔ کم‌تری دارند. یکی از دلایل کم‌توجهی به امر کتاب‌خوانی در سال‌های اخیر کشورمان را می‌توان به‌خاطر وضعیت بد معیشتی در اکثریت اقشار جامعه دانست. برداشته‌شدن یارانهٔ کاغذ و افزایش ۹۸% قیمت کتاب در سه سال اخیر نیز، بر وخامت اوضاع تأثیر بسزایی داشته است.

از طرف دیگر، ساختار «آزمون‌محور» نظام آموزشی و غلبهٔ بازار عریض و طویل کتاب‌های کمک‌درسی و کنکوری، رمقی برای مطالعهٔ آزادِ نسل جوان باقی نگذاشته و نوعی «دل‌زدگی از مطالعه» را پس از دوران مدرسه ایجاد کرده است. در کنار این مسئله، سیاست‌گذاری‌های سخت‌گیرانه در حوزهٔ ممیزی و تاخیر در صدور مجوز آثار جدید، همراه با ریسک بالای اقتصادی برای انتشار ادبیات داستانی و هنریِ مستقل، موجب شده تا سبک مطالعهٔ جامعه روزبه‌روز از آثار عمیق ادبی و تحلیلی فاصله گرفته و به سمت کتب بازاری، روان‌شناسی زرد یا متون سطحی در فضای مجازی سوق پیدا کند.

سرانه مطالعه جهانی در سال 2026

آمار تیراژ کتاب در ایران در سال 1405

بر اساس آمارهای ثبت‌شده در بانک اطلاعاتی خانه کتاب و ادبیات ایران و گزارش‌های تحلیلی خبرگزاری‌های رسمی حوزه فرهنگ (از جمله ایسنا و ایبنا)، متوسط تیراژ کتاب در ایران در سال ۱۴۰۵ به پایین‌ترین حد تاریخی خود رسیده و میانگین آن بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ نسخه برآورد می‌شود. جهش افسارگسیختهٔ قیمت کاغذ، هزینه‌های سنگین چاپ و افت شدید قدرت خرید مخاطبان موجب شده که ناشران خصوصی برای کاهش ریسک سرمایه‌گذاری، به روش «چاپ دیجیتال بر اساس تقاضا» روی آورند. به‌طوری که شمارگان بسیاری از عناوین تازه منتشرشده در حوزه ادبیات، علوم انسانی و هنر حتی به ۱۰۰ تا ۱۵۰ نسخه تقلیل یافته است. این کاهش چشمگیر تیراژ، فراتر از بحران‌های ساختاریِ شبکه ممیزی، نشان‌دهندهٔ ناتوانی جامعه در جذب کتاب‌های چاپی و تبدیل‌شدن کتاب به کالایی شبه‌لوکس در سبد خانوار ایرانی است.

چگونه می‌توان به گسترش فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی کمک کرد

پاسخ‌دادن به این سؤال پیچیده و تااندازه‌ای دشوار است. دلایل مختلفی می‌تواند در گسترش فرهنگ مطالعه مؤثر باشد. پیش از هر چیزی این امر نیازمند فرهنگ‌سازی است. کافی است به کتابخانه‌های مدارس نگاهی بیندازیم. می‌بینیم که اولاً بیش از نیمی از مدارس فاقد کتابخانه‌اند و بیشتر کتاب‌های سایر کتابخانه‌ها نیز کمک‌آموزشی و کتاب‌های دینی است. با نگاهی اجمالی به سایت خانه کتاب، به‌عنوان متولی امر کتاب‌خوانی در ایران، می‌فهمیم که تنها ۱۱۱۸ کتاب‌فروشی معتبر در سرتاسر ایران وجود دارد. وضعیت بد معیشتی و قیمت بالای کتاب نیز، آن را به یک کالای لاکچری که مورداستفادهٔ قشر خاصی از جامعه است، تبدیل کرده است. از همه مهم‌تر این‌که امروزه با دسترسی راحت به اطلاعات در فضای وب، خیلی‌ها برای کسب اطلاعات خودشان را به فراست پیداکردن کتاب و خرید نمی‌اندازند. این‌ها تنها بخشی از مشکلاتی است که برای بالابردن فرهنگ کتاب‌خوانی باید به‌صورت دقیق بررسی شوند.

بااین‌حال، غنای فرهنگی و تاریخی ایران و وجود کتاب‌های فراوان در زمینه شعر و ادب به زبان فارسی، یکی از مهم‌ترین عوامل مؤثر در رشد فرهنگ کتاب‌خوانی می‌تواند باشد. درواقع باکمی تبلیغات و فراهم‌کردن زیرساخت‌های لازم، می‌توان اقشار مختلف جامعه را به سمت کتاب‌خوانی سوق داد.

چگونه می‌توان به گسترش فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی کمک کرد

کلام آخر

متأسفانه علی‌رغم تحقیق گسترده، نتوانستیم آمار دقیق و قابل تا ملی درزمینهٔ میزان کتاب‌خوانی در ایران به دست آوریم. آن‌طور که شواهد نشان می‌دهد، وضعیت کتاب‌خوانی در ایران اسف‌بار است. وضعیت وخیم برخی از انتشاراتی‌ها و تعطیلی آن‌ها به جهت عدم درآمدزایی گویای این مسئله است. بااین‌حال، به نظر می‌رسد که برای افزایش آمار کتاب‌خوانی در ایران، باید ابتدا به آسیب‌شناسی پرداخت. سپس با اخذ تصمیمات مدیریتی درست و به‌جا و برنامه‌ریزی دقیق، در راستای تحقق این امر قدم برداشت. به امید روزی که مردم ایران‌زمین بافرهنگ غنی خود بتوانند حرف‌های زیادی داشته باشند. روزی که ایران نیز، مثل سایر کشورهای جهان نویسندگانی جهانی داشته باشد که آثار آنان به زبان‌های مختلف ترجمه‌شده و کتاب‌های آن‌ها در تمام دنیا منتشر شود.

مطالب بیشتر بخون…

جنون نویسندگی یا گرافومانیا چیست؟

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  1. سید امیر موسوی گفت:

    سپس از تحقیق شما

  2. حانیه گفت:

    سلام
    ممنون از نوشته جامع تون

  3. رضا گفت:

    سلام ممنون از تحقیق خوبتون

  4. سارا حليمه گفت:

    با سلام، در بخش زير تيراژ کتابهايي که در سال 98 بچاپ رسيده اند را اعلام کرده ايد. البته مشخص نيست که چاپ اول هستند يا اول و تجديد چاپ. ضمناً بجاي تيراژ عنوان بکار برده ايد که کاملاً اشتباه است:
    :
    آمار تیراژ کتاب در ایران
    بهتر است برای بررسی آمار شمار کتاب چاپ‌شده در ایران، ابتدا به سال‌های اخیر نگاهی بیندازیم. گزارش آماری کتاب‌ها منتشرشده در سال 98 نشان می‌دهد که تعداد 111507 عنوان کتاب منتشرشده که در این میان، طبق دسته‌بندی موضوعی تعداد کتاب‌های هنر 3658 عنوان، کتاب‌های فلسفه 6034 عنوان، کتاب‌های ادبیات 18393 عنوان، کتاب‌های کودک و نوجوان 19087 است. تعداد 20508 عنوان کتاب کمک‌آموزشی نیز به چاپ رسیده است. کلیات، دین، علوم اجتماعی، زبان، علوم طبیعی و ریاضیات، علوم عملی و تاریخ و جغرافیا سایر موضوعات دسته‌بندی شده‌اند که هر یک سهم به‌خصوصی در تعداد کتاب منتشرشده در سال 98 دارند.
    براي من که عاشق مطالعات فلسفي هستم رقم 6034 عنوان فلسفي در سال 98 بسيار گزاف مي نمايد. براساس سايت ويکيپديا کل عناوين (چاپ اول و تجديد چاپ) در سال 2018 ميلادي 102 عنوان در ايران بوده .لطفاً حتماً رفع ابهام بفرماييد.

  5. رضا گفت:

    علت اصلی سرانه پایین کتابخوانی درایران قیمت بالای کتابهامی باشددراین شرایط بداقتصادی که مردم‌مایحتاج اصلی روزانه شان رابابدبختی تامین میکنندقیمت سرسام آورکتابهای مفید؛مردم راازخریدکتاب منصرف میکنداکثرمردم ایران درشب بعدهزفراغ کارروزنه فرصتی برای مطالعه دارندکه درآن زمان کتابخانه هاتعطیل می باشدومردم قدرت خریدکتاب راندارند

مشاهده بیشتر