27ام مارس برای تمامی اهالی تئاتر روز بزرگی است. هر ساله در این تاریخ، تقویم تئاتر بار دیگر ورق میخورد و هنرمندان تئاتر در سراسر جهان این روز را جشن میگیرند. انیسیتوی بینالمللی تئاتر هر ساله بیانیهای به مناسبت این روز منتشر میکند که توسط یکی از بزرگان تئاتر جهان به رشتهٔ تحریر درمیآید. پیام روز جهانی تئاتر 2025 توسط «تئودوروس ترزُپولوس» نگاشته شده است. در ادامهٔ این مطلب میتوانید پیام روز جهانی سال 2025 را بخوانید.
پیام روز جهانی تئاتر 2025 به قلم «تئودوروس ترزُپولوس»
«تئودوروس ترزپولوس»، کارگردان و دراماتورژ یونانی است. او که اکنون 78 سال سن دارد، بعد از فارغ التحصیلی در رشته تئاتر در آتن، به آلمان شرقی میرود. ترزپولوس بین سالهای 1972 تا 1976 فعالیتهای تئاتری خود را در «برلینر آنسامبل»، تحت تاثیر «هاینر مولر» ادامه داد. در ادامه، پیام روز جهانی تئاتر 2025 به قلم این هنرمند را میخوانیم.

«آیا تئاتر میتواند صدای نجاتی را که زمانه ما ارسال میکند بشنود، در جهانی از شهروندان فقیر که در سلولهای واقعیت مجازی محبوس شدهاند و در حریم خصوصی خفهکننده خود محبوس شدهاند؟ در جهانی از وجودهای رباتیک در یک سیستم توتالیتر کنترل و سرکوب در سراسر طیف زندگی؟
آیا تئاتر نگران تخریب زیستمحیطی، گرمایش جهانی، ازدستدادن گسترده تنوع زیستی، آلودگی اقیانوسها، ذوبشدن یخچالهای قطبی، افزایش آتشسوزیهای جنگلی و رویدادهای آبوهوایی شدید است؟ آیا میتواند تئاتر بخشی فعال از اکوسیستم شود؟ تئاتر سالهاست که به تأثیر انسان بر سیاره نظاره میکند، اما در برخورد با این مشکل دچار دشواری است.
آیا تئاتر نگران وضعیت انسانی است که در قرن بیست و یکم شکل میگیرد، جایی که شهروند توسط منافع سیاسی و اقتصادی، شبکههای رسانهای و شرکتهای شکلدهنده نظر دستکاری میشود؟ جایی که رسانههای اجتماعی، بهاندازهای که آن را تسهیل میکنند، بهانهای بزرگ برای ارتباط هستند، زیرا فاصلهای امن از دیگری را فراهم میکنند؟ حس فراگیر ترس از دیگری، متفاوت و بیگانه، افکار و اعمال ما را تحتتأثیر قرار میدهد.
آیا تئاتر میتواند بهعنوان کارگاهی برای همزیستی تفاوتها عمل کند بدون اینکه به تروماهای خونین توجه کند؟
تروماهای خونین ما را به بازسازی افسانه دعوت میکند و به گفته هاینر مولر: “افسانه یک مجموعه است، یک ماشین که همیشه ماشینهای جدید و متفاوتی میتوانند به آن متصل شوند. این انرژی را منتقل میکند تا سرعت درحالرشد، میدان فرهنگی را منفجر کند” و من اضافه میکنم که میدان بربریت را نیز شامل میشود.
آیا پرتوهای تئاتر میتوانند بر تروماهای اجتماعی نور بتابانند و به طور نادرست بر خود نور نتابانند؟
سؤالاتی که اجازه پاسخهای قطعی را نمیدهند، زیرا تئاتر به لطف سؤالات بیپاسخ وجود دارد و ادامه مییابد.
سیالاتی که از دیونیسوس برانگیختهشدهاند، از زادگاه او، ارکستر تئاتر باستانی عبور کرده و سفر پناهنده خاموش او را از میان مناظر جنگ ادامه میدهند، امروز، در روز جهانی تئاتر.
بیایید به چشمان دیونیسوس، خدای شگفتانگیز تئاتر و افسانه که گذشته، حال و آینده را متحد میکند، نگاه کنیم، فرزند دو زایش، از زئوس و سمل، بیانگر هویتهای سیال، زنانه و مردانه، خشمگین و مهربان، الهی و حیوانی، در آستانه دیوانگی و عقل، نظم و هرجومرج، یک آکروبات بر مرز زندگی و مرگ.
دیونیسوس یک سؤال بنیادی هستیشناختی را مطرح میکند: “همه اینها درباره چیست؟” سؤالی که خالق را به سمت تحقیقی عمیقتر درباره ریشه افسانه و ابعاد چندگانه معمای انسانی سوق میدهد.
ما به راههای روایی جدیدی نیاز داریم که به پرورش حافظه و شکلدهی به مسئولیت اخلاقی و سیاسی جدیدی بپردازند تا از دیکتاتوری چندوجهی قرونوسطی امروزی بیرون بیاییم.
هر ساله پیام روز جهانی تئاتر کمی پیش از 27ام مارس منتشر میشود. امیدوارم که خواندن این پیام، چراغ راه هنرمندان عرصهٔ تئاتر باشد.
نظرات کاربران