هنر رنسانس (Renaissance Art) شامل حوزه‌های نقاشی، معماری، موسیقی، ادبیات و مجسمه‌سازی در طول سه قرن از 14 تا 16 میلادی تحت تاثیر ظهور فردگرایی و هم‌چنین شناخت بیشتر انسان از طبیعت در اروپا جریان داشته‌است.

تحقیقات زیادی نشان داده‌است که شکست ارزش‌های قرون وسطایی تاثیر چندانی بر ظهور رنسانس نداشته‌است. رنسانس با ریشه فرانسوی به معنای تولد دوباره است. از مهم‌ترین ریشه‌های ظهور هنر رنسانس، تغییرات در نگرش انسان به طبیعت، یادگیری انسان و افزایش سطح سواد عمومی بود. ایتالیا هم‌زمان با تحولات اجتماعی و اقتصادی مانند سکولاریزه‌کردن زندگی روزمره، ظهور یک اقتصاد اعتباری مبتنی بر پول و افزایش تحرک اجتماعی تا حد زیادی در قرن‌های 15 و 16 بر این هنر موثر بوده‌است.

مهم‌ترین سوالات پیرامون هنر رنسانس:

  • ویژگی‌های هنر رنسانس چیست و چه تفاوتی با هنر قرون وسطایی دارد؟
  • آغاز و پایان هنر رنسانس چه زمان و مکانی اتفاق افتاد؟
  • فردگرایی و هم‌چنین مذهب چگونه تاثیری بر هنر رنسانس داشت؟

هنر رنسانس چیست؟ توضیح برخی از مهم‌ترین ویژگی‌ها

هنر رنسانس که به رنسانس ایتالیایی نیز شهرت دارد، شروعی دوباره در هنر اروپا بر مبنای ایده‌های هنر یونان باستان، مخصوصا مجسمه‌سازی و نقاشی بود. مفهومی به نام گرند تور در اروپا (European Grand Tour) که به سفر گردشگران فرهنگی و هنری در کشور‌های مختلف انجام می‌شد نیز بر شکل‌گیری این هنر نقش داشته است.

هنر رنسانس با تغییر تدریجی از اشکال انتزاعی دوره قرون وسطا به اشکال بازنمایی قرن پانزدهم مشخص شده‌است. سوژه‌ها از صحنه‌های عمدتا مربوط به کتاب مقدس فراتر رفتند و شامل پرتره‌ها ووقایع مربوط به زندگی معاصر شدند. چهره‍‌های انسانی غالباً در حالت‌های پویا نمایش داده‌می‌شدند. در این هنر بیان را نشان می‌دهند، از ژست استفاده می‍کنند و با یک‌دیگر تعامل دارند. هنر رنسانس از شمال اروپا بر جزئیات دقیق به عنوان ابزاری برای دستیابی به یک کار واقع بینانه تأکید کرد.

آفرینش آدم، اثر میکل آنژ از آثار برجسته دوره هنر رنسانس

فلسفه هنر رنسانس

مهم‌تر از همه، هنر رنسانس با مفهوم جدید “اومانیسم” هدایت می‌شد. فلسفه‌‌ای که پایه و اساس بسیاری از دستاوردها (به عنوان مثال دموکراسی) یونان باستان بت‌پرست بوده‌است. اومانیسم دگم‌های مذهبی و غیرمذهبی را فرومایه می‌دانست و در عوض بیشترین اهمیت را به عزت و ارزش فرد می‌داد.

از اوایل قرن 14، در جستجوی مجموعه جدیدی از ارزش‌های هنری و پاسخی به سبک بین‌المللی گوتیک، هنرمندان و اندیشمندان ایتالیایی از ایده‌ها و اشکال یونان باستان و روم الهام گرفتند. این کاملاً مطابق با تمایل آن‌ها برای ایجاد یک هنر جهانی که می تواند روحیه جدید و با اعتماد به نفس روزگار را بیان کند بوده‌است.

مقاله پیشنهادی: فلسفه هنر چیست؟ 4 منظر اصلی در توضیح فلسفه هنر

آغاز و پایان هنر رنسانس

اگرچه ریشه‌های ابتدایی رنسانس به عنوان هنری که بازنمای واقع‌نگرانه ارایه می‌داد از قرن 13 میلادی دیده می‌شود اما تا قرن  15 میلادی زمان برد که سیطره آن بر هنر کامل شود. تجربیاتی که در زمینه طبیعت‌گرایی در دوره‌های اولیه رنسانس اتفاق افتاد نهایتا منجر به دوره اوج ‌رنسانس (High Renascence) در سال‌های 1490 تا 1520 میلادی شد.

می‌توان به آثار برجسته این دوره هم‌چون آثار میکل آنژ (Michelangelo)، لئوناردو داوینچی (Leonardo daVinci)، و رافائل (Raphael) اشاره کرد. آثار این هنرمندان نه تنها بر مبانی واقع‌گرایی بلکه سرشار از ژست‌ها و شخصیت‌های پیچیده است.

دوره اولیه

در آغاز قرن 15 میلادی، ایتالیا یک تولد دوباره فرهنگی را تجربه کرد. رنسانس که تأثیر گسترده‌ای بر همه بخش‌های جامعه گذاشت. هنرمندان فلورنتی با دور شدن از نماد‌نگاری دوره‌های گوتیک و رومانسکی قبلی‌، جوان‌سازی شکوه‌های هنر کلاسیک را مطابق با دوران معاصر انسانی و فردگرایانه‌تر به وجود آوردند.

در این محیط جدید و شکوفایی که مردم را قادر می‌سازد تا به طور کامل در مطالعات علوم انسانی غوطه‌ور شوند‌، هنرمندان اولیه رنسانس با آگاهی از معماری ، فلسفه، کلام، ریاضیات علم و طراحی کارهایی را آغاز‌کردند.

دوره شمالی

رنسانس اروپای شمالی از حدود سال 1430 آغاز شد وقتی هنرمند جان ون ایک (Jan van Eyck) شروع به وام‌گرفتن تکنیک‌های رنسانس ایتالیایی از دید خطی، مشاهده طبیعت‌گرایانه و یک رویکرد فیگوراتیستی برای نقاشی‌های خود کرد.

همان‌طور که سایر هنرمندان آلمان، سوئیس، اتریش و کشورهای دیگر به درج این تأثیرات در کار خودشان کردند، اصلاحات پروتستان با واکنش شدید خود علیه ایدئولوژی‌های عالی و زیبایی ایتالیایی پیرامون کلیسای کاتولیک روم قدم برداشت.

نماد افراطی چهره هنر رنسانس شمالی را تغییر داد و به آثاری با قاطعیت فروتنانه منجر شد و نمای واقعی‌تری از واقعیت روزمره به نمایش گذاشت. هنر پایه‌ی ستوده خود را که قبلاً فقط توسط ثروتمندان و قدرتمندان در آن اشغال شده بود، برداشت و در اختیار طبقات جدید قرار داد.

دوره اوج

در تاریخ هنر، دوره عالی رنسانس دوره کوتاهی از استثنایی‌ترین ادوار هنری مخصوصا رم، پایتخت ایالات پاپ، و هم‌چنین فلورانس، در کشور ایتالیا است. بیشتر مورخان هنر اظهار می‌دارند که دوره رنسانس عالی از حدود سال 1495 یا 1500 آغاز شد و در سال 1520 با مرگ رافائل پایان یافت.

مشهورترین نقاشان، مجسمه‌سازان و معماران رنسانس عالی شامل لئوناردو داوینچی، میکل آنژ، رافائل و برامانته است. در سال‌های اخیر، استفاده از این اصطلاح اغلب مورد انتقاد برخی از مورخان هنر دانشگاهی به دلیل تبیین بیش از حد تحولات هنری، نادیده گرفتن زمینه‌های تاریخی و تمرکز فقط روی چند اثر نمادی قرار گرفته است.

مدرسه آتن، اثر رافائل از نامدارترین هنرمندان دوره رنسانس

تاثیر فردگرایی و هم‌چنین مذهب بر رنسانس

در طول قرن چهاردهم میلادی، یک جنبش فرهنگی به نام اومانیسم در ایتالیا به سرعت فراگیر شد. در میان بسیاری از اصول خود، اومانیسم این ایده را تبلیغ کرد که انسان مرکز جهان خودش است و مردم باید دستاوردهای انسانی را در آموزش، هنرهای کلاسیک، ادبیات و علوم مورد استقبال قرار دهند.

بخش زیادی از هنر رنسانس صحنه‌هایی از کتاب مقدس را به تصویر می‌کشد یا توسط کلیسا سفارش داده‌شده‌است. با این حال، تأکید بر طبیعت‌گرایی، چهره‌هایی مانند مسیح و مادونا را نه بر روی زمینه‌های باشکوه طلایی، مانند قرون وسطا، بلکه در مناظر دنیای واقعی قرار می‌داد.

در نتیجه پیشرفت در ارتباطات، متون کمی شناخته‌شده از نویسندگان اولیه اومانیستی مانند آثاری که توسط Francesco Petrarch و Giovanni Boccaccio نوشته شده بود، باعث تجدید فرهنگ و ارزش‎های سنتی یونان و روم شد. این آثار به سرعت چاپ و در اختیار توده مردم قرار گرفت.

چرا به رنسانس لقب انقلاب اطلاق می‌شود؟

تحولات دوره رنسانس روند هنر را به روش‌هایی تغییر داد که همچنان مورد بحث و پژوهش است. علاقه به اومانیسم، باعث شد تا چندین نفر به اولین هنرمندان مشهور تبدیل شوند. یک صنف رو به رشد که هنرمندان جدیدی ارائه می‌داد و از افراد جدید درخواست می‌کرد، خصوصاً پرتره‌ها و صحنه‌هایی از زندگی معاصر را به تصویر بکشند. علاوه بر این، مشاهدات علمی و مطالعات کلاسیک به برخی از واقع بینانه‌ترین چهره های انسانی در تاریخ هنر کمک کرده‌است.

مقالات فلسفه هنر: