تماشای مجدد فیلم روما شاهکار کم‌نظیر “آلفنسو کوارن” فیلم‌ساز برجسته و مولتی ژانر مکزیکی‌الاصل و حجم بهت و حیرت نگارنده علی‌رغم دلبستگی قبلی به فیلم از یک‌طرف، و کم‌توجهی و گاها کم‌لطفی مخاطب عام سینما نسبت به این فیلم از سوی دیگر، بهانه‌ای شد برای نگارش این چند سطر در نقد فیلم Roma 2018 و شمردن نقاط قوت متعدد و کم‌نظیر اثر، به‌عنوان یکی از عظیم‌ترین و درعین‌حال بهترین نمونه‌های سینمایی در توجه و بزرگداشت مفهومی غایی به نام کارگردانی سینما.

روما (Roma 2018) فیلمی است سهل و ممتنع، حاصل خاطرات کودکی سازنده و خدمتکار خانگی آن‌ها که به ذهن خلاق کوارن امکان مرور وقایعی به‌ظاهر روزمره، جهت تکریم زندگی به‌عنوان بزرگ‌ترین موهبت حیات را می‌دهد. گذشته از این درون‌مایه، فیلم مضامین متعدد دیگری همچون نقد قدرت، سوءاستفاده از آن در روابط فردی و اجتماعی، ظهور و افول طفیلی‌ها و نوچه‌های اطراف قدرت، ناهنجاری‌های روابط خانوادگی و عاطفی و.. را با زبانی نمادین در بستر به‌ظاهر ساده پَن (حرکت افق دوربین) تیلت (حرکت عمودی دوربین) متعدد و متناوب جهت القای شکل جریان زندگی نشان می‌دهد.

نقد فیلم Roma 2018 تصویر سوم

کافی است به تیتراژ فوق‌العاده جذاب ابتدای فیلم مراجعه کنیم. تیتراژی که به‌نوعی حاوی عصاره و بن‌مایه‌ی فیلم است. پرانتز فیلم جایی باز می‌شود که بر سطح حیاط خانه (به‌عنوان لوکیشن اصلی فیلم) با ریخته شدن آب، زمین، قاب فضای بالاسر را به خود می‌گیرد و متعاقباً با جریان چرک آب در محدوده سیاه‌وسفید فیلم، طیف رنگی فیلم به‌عنوان جریان عینی و ماهوی کاراکترها شکل می‌یابد. سپس دوربین با تیلت به‌عنوان آسمان، هواپیمایی را در قاب می‌گیرد که به‌جز تکرار در فیلم به‌عنوان شاخصی برای تقطیع آن، در انتها نیز گویی در همین قاب، پرانتز روایت را می‌بندد.

توجه به جزئیات لازمه‌ی تماشای فیلم روما

در نقد فیلم Roma 2018 باید گفت، روما حاصل چنین جزئیاتی است. میزان آگاهی و دقت مخاطب بر جزئیات به‌ظاهر ساده زندگی روزمره، متضمن میزان لذت و درک عظمت فیلم و البته فیلم‌ساز است. حجم توجه به جزئیات در فیلم به حدی است که به شکلی پیش آگاهانه، اتفاق‌های بعدی در نماهای معرف سکانس‌های متوالی یا متأخر به شکلی هنرمندانه، دقیق و بدون تکلف به‌کرات نمایش داده می‌شود. حجم تکرار این ترفند استادانه، در حدی است که جز تماشای مکرر، راهی برای درک کامل پازل هزار تکه‌ی فیلم باقی نمی‌ماند.

نقد فیلم Roma 2018 تصویر دوم

کافی است توجه کنیم به مواردی همچون شکل مهاجم برخورد فرمین و کلئو بعد از همخوابی و فعل‌وانفعالات این کاراکتر در مواجهه با دختر از اولین سکانس آشنایی تا اتفاقات پایانی. یا پیشگویی اولیه‌ی پسربچه سر میز، در موردحمله‌ی نظامی‌ها به بچه‌ها به خاطر پرتاب بادکنک و مرگ نوزادان و مردم بی‌پناه در مواجهه با جنگ‌های داخلی و سان رفتن‌های بی‌جهت و ناکارآمد ارتش و صحنه‌های درگیری خیابانی بین پارتیزان‌ها بدون دخالت ارتش. یا شکستن جام شرابی که قرار بود به نیت سلامتی نوزادی نوشیده شود که بعداً مرده به دنیا آمد یا آدمک رقصانی که به شکلی سمبلیک، و بازهم پیش‌گویانه (طبق ادعای حرکت دهنده) بدون نخ آکروبات می‌کرد و بلافاصله بعد از غیب شدن، فرمین وضعیت او را به‌عنوان نوچه‌ای بی‌اختیار هشدار می‌داد و موارد متعدد دیگر که از حوصله و تحمل این نوشته خارج است.

نگاه سمبلیک، مولفه‌ی شناخت لایه‌های فیلم

استفاده‌ی سمبلیک از عوامل و لوازم روایت، در مهم‌ترین سمبل فیلم یعنی “خانه” به‌عنوان محل زندگی خانواده با تکیه‌بر روابط داخلی اعضای آن، خصوصاً زوج متمول و به‌اصطلاح فرهیخته، به شکلی جهان‌شمول در فیلم عینیت می‌یابد. جایی که در سکان معارفه مرد، ورود ماشین آمریکایی با آن هیبت بزرگ در حیاط تنگ خانه و تأکید فیلم‌ساز بر تاج منقش بر آرم خودرو (مدلی از فورد به نام گلکسی) و له شدن فضله‌های سگ زیر چرخ‌های این سمبل اقتدار سلطنتی در دل محیط خرده‌بورژوا به شکلی درست اما گل‌درشت، تأکید بر وقوع اتفاقاتی است که با حذف مرد (رهبر/شاه) از خانواده (جامعه) و رها کردن خانه (وطن) و تنها ماندن مادر(رکن عاطفی) وضعیتی بغرنج را مشابه وضعیت جامعه‌ی زمان وقوع فیلم در محدوده‌ی آن ایجاد کرده است.

نقد فیلم Roma 2018 تصویر اول

کافی است برای تأکید این پیش‌فرض سکانس‌های متعاقب شامل دعوای بچه‌ها و برخورد ماشین با درودیوار خانه و تخریب آن را در جنگ‌های داخلی و تخریب اموال شهری مقایسه کنید. جایی که مجموع عوامل فیلم، نتیجه‌ای جز قهقرا نداشته و ندارد. به‌جز زمانی که عنصر عشق به معنای درست و واقعی به‌عنوان مفر و مآمن وضعیت بغرنج موجود، ظهور می‌کند. تأکید می‌کنم “درست” چون ایراد آنجاست که تصور می‌کنیم شکل روزمره‌ی عشق، شکلی دم‌دستی است. درحالی‌که ایراد از نگاه ماست. اشتباهی که هر چیز پرطمطراق و متکلفی را واجد ارزش و هر چیز ساده‌ای را سطحی می‌بیند. راهکار فیلم‌ساز توجه به جزئیات و دل سپردن به ندای درون است. ندایی که در سکانس ماقبل پایانی و نجات بچه‌ها، باعث اعتراف کلئو به حقیقتی تلخ راجع به مرگ فرزندش و متعاقباً یکی شدن آن‌ها علی رقم تفاوت‌های طبقه‌ی اجتماعی می‌شود و بی‌جهت نیست که پوستر اصلی فیلم هم از همین سکانس استخراج و انتخاب‌شده است. برای یک لحظه تصور کنید دنیایی را که در آن هر کس بدون هیچ محاسبه‌ای به “بودن” احترام می‌گذاشت و عشق می‌ورزید.

نقدهای بیش‌تر بخون…